شرکت در آزمون آنلاین
فارسی 1
-
درس هجدهم: عظمت نگاه
| آزمون شماره 487
در متن زیر چند غلط املایی و رسمالخطی دیده میشود؟ طبیبی حاذق و مشفقی صادق بود و مرتّب به خدمت مأمون. مگر یکی از نزدیکان مأمون را بیماری افتاد که به آن قریب، دلبستگی تمام داشت. طبیب را فرستاد تا معالجتی کند. او بر پای خاست. انواع معالجت هیچ سود نداشت. مأمون گفت تو جهد خویش و بندهگی به جای آوردی. خدا نمیخواهد به غزا رضا ده که ما دادیم.»
مفهوم چند بیت در مقابل آن درست نوشته شده است ؟
الف) به چه کارم اید آن دل که نه در کار تو آید؟ / گل در آن دیده هزاران که نه بر خا تو آید ← مقصد عاشقان فقط دوست است
ب) بی دلی در همه احوال خدا با او بود / او نمی دیدش و از دور خدا را می کرد ← غفلت در شناختن یار
ج) عالم از خورشید رخسارش تجلی زار شد / آفتابی در دل هر ذرۀ پویاستی ← تجلی پروردگار در همه پدیده ها
د) نامت نشود تا نشوی سوختۀ عشق / کز داغ پس از سوختگی نام توان یافت ← لازمۀ عشق ورزی سوختن است
ه) به کوه قاف پشت خود دهی از روی آسایش / برون گر از میان خلق چون عنقا نهی پا را ← توصیه به یاری مردم
عبارت های زیر به ترتیب با ابیات کدام گزینه تناسب معنایی دارند؟
الف) الهی حجاب ها را از راه بردار
ب) الهی عاجز و سرگردانم؛نه انچه دارم،دانم و نه آنچه دانم،دارم
ج) تزار بسیار شادمان شد که به این آسانی با دشمن آشتی کرده است
الف: رویت درون پرده و صد پرده چاک از او / شادی به روزگار کسی کش نموده ای
ب: از سیر عالم بلا نگردد تن حجاب جان / که از نشو و نما این سرو پا در گل خبر دارد
ج: ز جلوۀ تو چگوید زبان حیرت من / که هست جوهر آینه در سخن معذور
د: راست بوده است این که ریزد درد بر عضو ضعیف / خون ناحق کشتگان بحر،مرجان را گرفت
ه: سعی در خون خود از خصم فزونتر دارد / هر که با دشمن خونخوار مدارا نکند
و: عجز گستاخ کند خصم زبون را صائب / نتوان با فلک سفله مدارا کردن
در کدام گزینه، ترکیب کنایی با مفهوم «بی میلی و بی علاقگی» مشهود است؟
دربارۀ عبارت زیر کدام گزینه نادرست است؟
«به تو میگویم : «به شامگاه چنان بنگر که گویی روز بایستی در آن فرو میرود و به بامداد پگاه چنان که گویی همه چیز در آن زاده میشود . نگرش تو باید در هر لحظه نو بشود . خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت درآید.»