راهنمایی کوتاه: مغالطهای که از «نحوهٔ نوشتن» کلمهها پدید میآید، یکی از گونههای مغالطهٔ لفظی است؛ گوینده از ابهام نگارش (نبودِ اعراب، جابهجایی نقطهها، سرهم یا جدا نوشتن) سوءاستفاده میکند تا معنای حرفش را عوض کند.
گامبهگام:
۱) ببین ابهام از کجا میآید: از نبودِ حرکهها (اعراب)، از نقطهها، یا از فاصله و سرهمنویسی.
۲) جمله را با هر دو خوانش ممکن، بلند بخوان و ببین کدامشان معنا میدهد.
۳) ببین کدام خوانش به نفع گوینده است؛ اگر بعد از ایراد گرفتن، خوانشش را عوض کند، مغالطه رخ داده است.
۴) برای رد کردنش، نوشته را با اعراب و فاصلهٔ روشن بازنویسی کن و دو معنا را جدا نشان بده.
۵) در بحث علمی بخواه طرف مقابل تعریف دقیق و مثال روشن بدهد تا ابهام از بین برود.
پاسخ نهایی: چند نمونه که در کتاب مثال زده نشدهاند:
- نبودِ اعراب: «کَرَمِ او زبانزدِ شهر بود.» اگر بیاعراب بنویسی «کرم او زبانزد شهر بود»، خواننده میتواند آن را «کِرمِ او زبانزدِ شهر بود» بخواند و معنای جمله یکباره مسخره شود.
- حرکهها و تغییر معنا: «عَلَم در میدان برافراشته شد» یعنی پرچم بالا رفت؛ ولی همین نوشته را میتوان «عِلم در میدان برافراشته شد» خواند که معنا نمیدهد.
- نقطهها: «شب گذشته سیر خوردیم» و «شب گذشته شیر خوردیم» فقط با یک نقطه فرق دارند، اما شام دو خانواده کاملاً عوض میشود.
- یک نقطه، یک معنای دیگر: «بار را بر دوش کشید» و «تار را بر دوش کشید»؛ با جابهجایی نقطهٔ «ب» و «ت» جمله عوض میشود.
- سرهم یا جدا نوشتن: «در باغ گلابی دیدم» با «در باغ گلِ آبی دیدم»؛ یکی میوه است و دیگری یک گل.
- فاصلهٔ گمشده: «تنها ماند» را میتوان «تنها ماند» خواند؛ یعنی بدنها ماندند، نه اینکه کسی تنها شد.
- ترکیبهای دوپهلو: «خوشحال» و «خوش حال»، «نیمکت» و «نیم کت»؛ در نوشتهٔ بینقطهگذاری خواننده نمیداند کدام درست است.
مثال مشابه: در یک جلسهٔ بحث، کسی میگوید: «من گفتم مُلکِ سلیمان بزرگ بود!» وقتی ایراد میگیرند، میگوید: «نه، منظورم مَلَکِ سلیمان بود!» هر دو خوانش از یک نوشتهٔ بیاعراب بیرون میآید و او از همین ابهام به نفع خودش استفاده میکند؛ این یعنی مغالطه.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: این نمونهها را با مغالطههای لفظی دیگر مقایسه کن، مثل اشتراک لفظ، ابهام در مرجع ضمیر و ابهام در ساختار جمله؛ بعد یک جملهٔ بیاعراب بنویس و از همکلاسیات بخواه دو خوانش ممکن آن را بگوید. اگر منظور تو از «شیوهٔ نگارش» چیز دیگری بود (مثلاً غلط املایی یا خطای ترجمه)، همان را بگو تا نمونههای همان دسته را بیاورم.