راهنمایی کوتاه: این سوال دربارهٔ یکی از مهمترین روابط منطقی در فلسفهٔ اسلامی است که به آن «نسب اربعه» یا «نسب چهارگانه» میگویند.
گامبهگام:
- ۱) ابتدا باید بدانیم «نسب چهارگانه» چیست. این چهار رابطه عبارتند از: تساوی، عموم و خصوص مطلق، عموم و خصوص منوجه، و تباین.
- ۲) حالا دو مفهوم «میوه» و «درخت» را در نظر بگیریم. آیا هر میوهای، درخت است؟ خیر. آیا هر درختی، میوه است؟ خیر.
- ۳) آیا بعضی از میوهها، درخت هستند؟ خیر. یک میوه (مثلاً سیب) خودش درخت نیست، بلکه محصول درخت است.
- ۴) آیا بعضی از درختان، میوه هستند؟ خیر. یک درخت (مثلاً درخت سیب) خودش میوه نیست، بلکه میوهدهنده است.
- ۵) پس بین مفهوم «میوه» و مفهوم «درخت» هیچ گونه اشتراک مصداقی وجود ندارد. یعنی هیچ چیزی در دنیای خارج نیست که همزمان هم مصداق کامل «میوه» باشد و هم مصداق کامل «درخت».
- ۶) وقتی دو مفهوم هیچ مصداق مشترکی ندارند، رابطهٔ آنها در نسب چهارگانه، «تباین» یا «تباین کلی» نامیده میشود.
پاسخ نهایی: رابطهٔ بین «میوه» و «درخت» در نسب چهارگانه، تباین است. زیرا این دو مفهوم کاملاً از هم جدا هستند و هیچ مصداق مشترکی ندارند (هیچ چیزی همزمان هم میوهٔ محض است هم درخت محض).
مثال مشابه: رابطهٔ بین «اسب» و «صندلی». اسب یک حیوان است و صندلی یک شیء بیجان. هیچ چیزی نیست که همزمان هم اسب باشد هم صندلی. پس رابطه آنها نیز «تباین» است.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: سعی کن رابطهٔ مفاهیم دیگر را با این چهار نسبت تحلیل کنی. مثلاً رابطهٔ «انسان» و «دانشجو» چیست؟ (عموم و خصوص منوجه - چون بعضی انسانها دانشجو هستند و بعضی دانشجویان انسان هستند، ولی همهٔ انسانها دانشجو نیستند و همهٔ دانشجویان هم انسان هستند). یا رابطهٔ «مثلث» و «شکل هندسی» چیست؟ (عموم و خصوص مطلق - چون هر مثلثی یک شکل هندسی است، ولی هر شکل هندسی مثلث نیست).