راهنمایی کوتاه: زاویه دید مانند یک دوربین، نحوه دیدن داستان را مشخص میکند و روی شناخت ما از شخصیتها تأثیر میگذارد.
گامبهگام:
- زاویه دید مشخص میکند داستان از چشم چه کسی روایت میشود؛ مثلاً اول شخص (من)، سوم شخص محدود (او) یا سوم شخص دانای کل.
- هر زاویه دیدی اطلاعات متفاوتی درباره شخصیتها به ما میدهد. مثلاً در اول شخص، مستقیماً افکار و احساسات راوی را میبینیم.
- زاویه دید روی همدلی ما با شخصیت تأثیر دارد. اگر داستان از دید یک شخصیت منفی روایت شود، ممکن است با او همدردی کنیم.
- نویسنده با انتخاب زاویه دید، عمق شخصیتپردازی را کنترل میکند. مثلاً در سوم شخص دانای کل، میتواند ذهن همه شخصیتها را نشان دهد.
- تغییر زاویه دید در طول داستان (مثلاً راویهای متعدد) میتواند شخصیتها را از زوایای مختلف نشان دهد.
پاسخ نهایی: زاویه دید و شخصیت داستان ارتباط تنگاتنگی دارند. زاویه دید تعیین میکند خواننده چقدر و چگونه با شخصیتها آشنا میشود و شخصیتپردازی را عمیقتر یا محدودتر میکند.
مثال مشابه: در داستان «کلیدر» نوشته محمود دولتآبادی، راوی سوم شخص دانای کل به خواننده اجازه میدهد به درون ذهن شخصیتهای مختلف مثل «گلمحمد» و «خانمجان» برود و با آنها همذاتپنداری کند. اگر داستان از زاویه دید اول شخص روایت میشد، فقط از دید یک شخصیت محدود میشد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی داستان کوتاه «گاو» از غلامحسین ساعدی را بخوانی و ببینی زاویه دید سوم شخص محدود چگونه شخصیت «مشحسن» را نشان میدهد. همچنین کتاب «بوطیقای داستان» از محمدرضا سرشار میتواند کمک کند.