راهنمایی کوتاه: فیلسوفان مختلف با توجه به مکتب فکری خود دلایل متفاوتی برای نادرستی دزدی ارائه میدهند. در ادامه سه دیدگاه مهم را میخوانید.
گامبهگام:
۱) دیدگاه اخلاق وظیفهگرا (کانت): ایمانوئل کانت معتقد بود که دزدی نادرست است زیرا نمیتوان آن را به یک قانون عمومی تبدیل کرد. بهعبارت دیگر، اگر همه دزدی کنند، مفهوم مالکیت از بین میرود و دزدی بیمعنا میشود. بنابراین دزدی با عقل و وظیفهی اخلاقی در تضاد است.
۲) دیدگاه فایدهگرا (بنتام و میل): فایدهگرایان میگویند که یک عمل درست است که بیشترین خوشی را برای بیشترین تعداد ایجاد کند. دزدی معمولاً باعث ناراحتی و زیان قربانی میشود و ترس و بیاعتمادی در جامعه ایجاد میکند. بنابراین خوشی کلی کاهش مییابد، پس دزدی نادرست است.
۳) دیدگاه فضیلتگرا (ارسطو): ارسطو بر این باور بود که هدف اخلاقی زیستن، پرورش فضایل و رسیدن به سعادت است. دزدی از رذایل اخلاقی مانند طمع و بیعدالتی سرچشمه میگیرد و مانع پرورش فضایلی چون عدالت، خویشتنداری و انصاف میشود. بنابراین انسانِ فضیلتمند هرگز دزدی نمیکند.
پاسخ نهایی: خلاصه این که کانت به ناسازگاری با قاعدهی عقلانی، فایدهگرایان به کاهش خوشی عمومی، و ارسطو به دوری از فضیلت اشاره میکنند.
مثال مشابه: فرض کنید یک دانشآموز در امتحان تقلب کند (نوعی دزدی علمی). از دید کانت نمیتوان تقلب را قانونی جهانی کرد؛ از دید فایدهگرا به همهی دانشآموزان بیعدالتی میشود و از دید ارسطو فرد تقلبکننده فضیلت درستکاری را در خود نابود میکند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی کتاب «بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق» کانت، «فایدهگرایی» جان استوارت میل و «اخلاق نیکوماخوس» ارسطو را مطالعه کنی.