راهنمایی کوتاه: رعیتپروری یک مفهوم ادبی-اجتماعی در متون کهن فارسی است که به رابطهٔ حاکم و مردم اشاره دارد.
گامبهگام:
- ۱) ابتدا به معنای واژهها توجه کن: «رعیت» به معنای مردم، کشاورزان یا زیردستان است و «پروری» از مصدر پروردن به معنای نگهداری، تربیت و حمایت میآید.
- ۲) در ادبیات کهن فارسی و متون درسی مانند تاریخ بیهقی یا قابوسنامه، رعیتپروری به عنوان یکی از وظایف مهم پادشاهان و حاکمان مطرح میشود.
- ۳) مفهوم اصلی آن این است که حاکم باید مانند پدری دلسوز، از مردمش مراقبت کند، به عدالت رفتار نماید، نیازهایشان را برطرف سازد و امنیت و رفاه آنان را تأمین کند.
- ۴) این ایده بخشی از «سیاست مُلکداری» یا اندیشهٔ حکمرانی خوب در ایران پیشامدرن بود. حاکم خوب، رعیتپرور بود و حاکم بد، ستمگر و غاصب.
- ۵) در مقابل رعیتپروری، مفاهیمی مانند «ستم بر رعیت» یا «رعیتآزاری» قرار میگیرد که نشاندهندهٔ سوءاستفاده از قدرت است.
- ۶) امروزه میتوان این مفهوم را با «مسئولیتپذیری حکومت در قبال مردم» یا «خدمتگذاری» مقایسه کرد، هرچند ریشه در بافت فکری خاص خود دارد.
پاسخ نهایی: رعیتپروری یک آرمان و وظیفهٔ اخلاقی-سیاسی برای حاکمان در اندیشهٔ سنتی ایرانی است که بر اساس آن، حاکم موظف است با عدالت، مهربانی و تدبیر از مردم (رعیت) تحت حکومت خود حمایت و نگهداری کند تا جامعهای آباد و آرام داشته باشد.
مثال مشابه: در کتاب «قابوسنامه» اثر عنصرالمعالی کیکاووس، پدر به پسرش (گیلانشاه) توصیه میکند که با رعیت مهربان باشد و حقوق آنان را رعایت کند؛ این همان رعیتپروری است. یا در «تاریخ بیهقی»، رفتار مسعود غزنوی با لشکریان و مردم گاه نمونهای از رعیتپروری و گاه نمونهای از ستم نشان داده میشود.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی بخشهای مربوط به «آیین کشورداری» در متونی مانند سیاستنامهٔ خواجه نظامالملک، قابوسنامه یا حتی شاهنامهٔ فردوسی (پندهای پادشاهان) را مطالعه کنی. همچنین مقایسهٔ این مفهوم با نظریههای «قرارداد اجتماعی» در فلسفهٔ سیاسی غرب میتواند جالب باشد.