راهنمایی کوتاه: سبک عراقی در شعر فارسی، تحولی در محتوا و نگرش شاعران ایجاد کرد.
گامبهگام:
- ۱) تغییر جغرافیای ادبی: پس از سبک خراسانی، کانون شعر فارسی از شرق به غرب ایران (شهرهایی مانند اصفهان، همدان و بغداد) منتقل شد. این دوره تقریباً از قرن هفتم تا نهم هجری را در بر میگیرد.
- ۲) تأثیرپذیری از عرفان: یکی از مهمترین ویژگیهای فکری، نفوذ عمیق مفاهیم عرفانی و تصوف در شعر است. شاعران بیش از گذشته به مفاهیمی مانند عشق الهی، وحدت وجود و رهایی از تعلقات دنیوی پرداختند.
- ۳) درونگرایی و فردیت: نگاه شاعر از توصیف بیرونی و حماسی به سمت بیان حالات درونی، عواطف شخصی و تجربیات فردی معطوف شد.
- ۴) تعمق فلسفی و اندیشهورزی: شعر، محملی برای طرح پرسشهای فلسفی دربارهٔ هستی، زندگی، مرگ و حقیقت شد. گفتگوهای خیالی و استفاده از استدلالهای شبهفلسفی رایج گردید.
- ۵) تغییر در مضمونهای اصلی: مدح پادشاهان قدرتمند کمرنگتر شد و جای خود را به عشق (اغلب عرفانی)، اخلاق، پند و حکمت و گاه شکایت از روزگار داد.
- ۶) زبان و بیان: اگرچه این بیشتر یک ویژگی زبانی است، اما بر فکر تأثیر گذاشت: زبان پیچیدهتر و پر از کنایه و ایهام شد تا مفاهیم عمیقتر و چندلایه بیان شوند.
پاسخ نهایی: ویژگی اصلی فکری سبک عراقی، غلبهٔ نگرش عرفانی و درونگرا بر شعر فارسی است. شاعران این سبک (مانند سعدی، حافظ و مولوی) کمتر به توصیف عینی جهان پرداختند و بیشتر به کشف حقایق باطنی، بیان عشق معنوی و طرح مسائل وجودی انسان توجه کردند.
مثال مشابه: مقایسه کنید: در سبک خراسانی، فردوسی داستانهای پهلوانی و ملی را با زبانی حماسی روایت میکند. اما در سبک عراقی، حافظ غزلی عاشقانه میسراید که پر از اشارات عرفانی و پرسش از راز هستی است. محور فکر از «قهرمان بیرونی» به «انسان درونی» تغییر میکند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: برای درک بهتر، غزلی از حافظ یا سعدی را با یک قصیده از فرخی سیستانی (از شاعران سبک خراسانی) مقایسه کن. ببین موضوع اصلی، نگرش شاعر و نوع تصاویری که استفاده میکند چه تفاوتهایی دارد. این تفاوت، همان تحول فکری بین دو سبک است.