راهنمایی کوتاه: جهان اسلام در سدههای نخستین با تمدنهای دیگر از راههای گوناگونی مانند تجارت، فتوحات و گفتوگو ارتباط برقرار کرد و دانشهای مفیدی از آنها آموخت.
گامبهگام:
- ۱) جهان اسلام پس از ظهور، با تمدنهای بزرگی مانند ایران ساسانی، امپراتوری بیزانس (روم شرقی)، هند و چین همسایه بود.
- ۲) مسلمانان ابتدا از راه فتوحات سرزمینهای جدیدی را به قلمرو خود افزودند و با مردم آن مناطق روبرو شدند.
- ۳) آنها به جای نابودی فرهنگهای محلی، معمولاً با اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان) با مدارا رفتار کردند و از دانشمندان آنها دعوت به همکاری نمودند.
- ۴) تجارت راههای مهمی مانند جاده ابریشم، ارتباط اقتصادی و فرهنگی با چین، هند و اروپا را فراهم کرد.
- ۵) مسلمانان عناصر ارزشمندی مانند دانش پزشکی، نجوم، ریاضیات، فلسفه، معماری و کشاورزی را از این تمدنها گرفتند و آنها را توسعه دادند.
- ۶) این تعامل دوطرفه بود؛ اسلام نیز زبان عربی، دین جدید و قوانین اسلامی را گسترش داد و در برخی مناطق فرهنگ اسلامی جایگزین فرهنگ پیشین شد.
پاسخ نهایی: جهان اسلام در سدههای نخستین از طریق فتوحات، تجارت و سیاستهای نسبتاً مداراجویانه با تمدنهای همسایه تعامل کرد. عناصری مانند دانشهای پزشکی، ریاضی، نجوم، فلسفهی یونانی، معماری و فنون کشاورزی را از ایران، بیزانس، هند و چین گرفت، آنها را ترجمه، اصلاح و گسترش داد و به این ترتیب پایههای تمدن درخشان اسلامی را بنا نهاد.
مثال مشابه: مانند زمانی که دانشمندان ایرانی مانند ابنسینا از کتابهای پزشکی یونانی و هندی استفاده کردند و آنها را با مشاهدات خود ترکیب کردند تا کتاب قانون در پزشکی را بنویسند که قرنها در اروپا نیز تدریس میشد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی دربارهی نقش شهرهایی مانند بغداد (دارالحکمه)، قاهره و قرطبه (اسپانیای اسلامی) به عنوان مراکز ترجمه و تبادل علم تحقیق کنی یا زندگی دانشمندانی چون خوارزمی (ریاضیدان) و رازی (پزشک) را مطالعه کنی.