راهنمایی کوتاه: برای یافتن جملهٔ پایه و نقش دستوری کلمات، ابتدا ساختار جمله را بررسی میکنیم.
گامبهگام:
- جملهٔ داده شده: «چون برسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت». جملهای مرکب است. «چون برسیدم» جملهی وابسته (قیدی زمان) و «که دامنم از دست برفت» جملهی نتیجه (وابسته) است. بنابراین جملهای که میتواند مستقل بماند، «بوی گلم چنان مست کرد» (بهدلیل ساختار «چنان...که» بخش اول) است. این جملهٔ پایه است.
- «گلم»: این کلمه از دو بخش «گل» (اسم) و «م» (ضمیر ملکی) ساخته شده است. در ترکیب «بوی گلم»، «گلم» بهعنوان مضافالیه برای «بو» عمل میکند و مالکیت را نشان میدهد.
- «مست»: در فعل مرکب «مست کرد»، «مست» نقش مسند دارد. زیرا پس از فعل «کردن» (که در اینجا بهمعنای ایجاد حالت است) میآید و حالت یا صفتی را برای مفعول (که در این جمله «مرا» حذف شده) بیان میکند. در تحلیل سنتی، «مست» جزء غیرفعلی (همکرد) و مسند محسوب میشود.
پاسخ نهایی:
جملهٔ پایه: «بوی گلم چنان مست کرد»
نقش دستوری «گلم»: مضافالیه
نقش دستوری «مست»: مسند (جزء فعل مرکب)
مثال مشابه:
جمله: «چون آمدی، بوی عطرت مرا خوشحال کرد». جملهٔ پایه: «بوی عطرت مرا خوشحال کرد». «خوشحال» مسند است و «عطرت» مضافالیه.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری:
درس «نقشهای دستوری و جملههای پایه و وابسته» در کتاب فارسی ۳ را مطالعه کن.