راهنمایی کوتاه: این سوالات درباره رویکردهای تفسیری (تفهمی) و تبیینی در جامعهشناسی و مفاهیم کلیدی آن است.
گامبهگام:
- گام ۱: ابتدا مفاهیم اصلی را مرور کنیم:
- رویکرد تبیینی (تبیین): شبیه علوم طبیعی، به دنبال کشف قوانین عام و علتهای بیرونی است.
- رویکرد تفسیری (تفهمی): به دنبال فهم معانی ذهنی کنشهای انسانی و تفسیر آنهاست.
- دانش محلی: دانشی که وابسته به زمان و مکان خاص است.
- دانش جهانشمول: دانشی که در همه زمانها و مکانها صادق است. - گام ۲: به سوال اول نگاه کنیم. سه عبارت داده شده:
۱. دغدغه نداشتن علوم انسانی برای نزدیک شدن به علوم طبیعی → این نشاندهنده تقابل رویکرد تفسیری با تبیینی است (چون رویکرد تفسیری نمیخواهد شبیه علوم طبیعی شود).
۲. تفسیر → این به دانش محلی، اینجایی و اکنونی اشاره دارد (تفسیر وابسته به زمینه است).
۳. دشواری فهم معانی کنشهای انسانی → این به تنوع و تکثر معانی اشاره دارد (چون معانی ذهنی افراد مختلف، متفاوت است).
با تطبیق این موارد، گزینه صحیح گزینه ۴ است: «غلبهٔ رویکرد تفسیری بر تبیینی - دانش محلی، اینجایی و اکنونی - تنوع و تکثر معانی». - گام ۳: سوال دوم درباره تطبیق مفاهیم است:
۱. مطالعه بیمارستان روانی به عنوان یک نهاد → این یک مطالعه موردی است (مطالعه عمیق یک مورد خاص).
۲. نادیده گرفتن آنچه درون انسان میگذرد → این ویژگی رویکرد تبیینی/پوزیتیویستی است (که فقط به مشاهده بیرونی توجه میکند).
۳. مقدمه روش علمی از دیدگاه وبر → این تفهم است (وبر معتقد بود تفهم مقدمه روش علمی است).
۴. رعایت نظمی که افراد نمیدانند برای چه ارزشهایی است → این مفهوم قفس آهنین وبر است (سلطه عقلانیت ابزاری).
با تطبیق، گزینه صحیح گزینه ۱ است: «مطالعه موردی - رویکرد تبیینی - تفهم - قفس آهنین». - گام ۴: سوال سوم درباره درستی و نادرستی جملات است. باید گزینهای را پیدا کنیم که جمله اول آن درباره «مطالعه موردی» نادرست و جمله دوم آن درباره «جامعهشناسی وبر» درست باشد.
- در گزینه ۴ میخوانیم: «اگر محققی بخواهد تمامی ابعاد یک پدیده اجتماعی ... را به روش کمّی مطالعه کند، از این روش استفاده میکند» → این توصیف نادرستی از مطالعه موردی است، چون مطالعه موردی معمولاً کیفی است، نه صرفاً کمّی.
- بخش دوم همان گزینه: «تفهم روش مستقلی برای علوم انسانی نیست، بلکه مقدمهای برای روش علمی که همان روش تجربی است، میباشد» → این دیدگاه وبر است و درست است.
پس گزینه صحیح گزینه ۴ است. - گام ۵: سوال چهارم درباره تطبیق اندیشمندان است:
۱. تحقیق در بیمارستان روانی به عنوان کارمند → این کار اروینگ گافمن است.
۲. بنیانگذار جامعهشناسی با نام «فیزیک اجتماعی» → این اگوست کنت است.
۳. معتقد بود فهم جامعهشناس باید با روش تجربی اثبات شود → این دیدگاه ماکس وبر است (وبر بر عینیت و روش تجربی تأکید داشت).
۴. ایجاد زندان ساختگی (آزمایش زندان استنفورد) → این کار فیلیپ زیمباردو است.
با تطبیق، گزینه صحیح گزینه ۲ است: «گافمن - کنت - وبر - زیمباردو».
پاسخ نهایی:
- سوال ۱: گزینه ۴
- سوال ۲: گزینه ۱
- سوال ۳: گزینه ۴
- سوال ۴: گزینه ۲
مثال مشابه: فرض کنید میخواهید دلیل محبوبیت یک بازی ویدیویی را بررسی کنید. یک رویکرد تبیینی ممکن است آمار فروش و زمان بازی کاربران را تحلیل کند. یک رویکرد تفهمی ممکن است با مصاحبه، به دنبال فهم تجربه ذهنی و لذت بازیکنان از بازی باشد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: درباره تفاوتهای اصلی بین جامعهشناسی تفسیری (مثل کارهای گافمن) و جامعهشناسی تبیینی (مثل کارهای کنت) بیشتر تحقیق کن. همچنین مفهوم «قفس آهنین» وبر و نقد او بر عقلانیت مدرن را بررسی کن.