راهنمایی کوتاه: هر دو راه میخواهند زندگی اجتماعی مردم را توضیح بدهند، ولی یکی دنبال «علت» است و دیگری دنبال «معنا».
گامبهگام:
۱) جامعهشناسی تبیینی (اثباتگرا) میگوید: جامعه را باید مثل پدیدههای طبیعی مطالعه کرد؛ پس دنبال علتها و قوانین کلی میگردد. مثلاً: «افزایش بیکاری چه اثری بر طلاق دارد؟»
۲) ابزارهای این نگاه بیشتر عددی و کمی است: آمار، پرسشنامه، مقایسهٔ دادهها، آزمایشهای اجتماعی. نمونهٔ مشهورش کارهای دورکیم دربارهٔ خودکشی است.
۳) جامعهشناسی تفسیری (فهمی) میگوید: انسان مثل سنگ و آب نیست؛ او نیت و معنا دارد. پس باید رفتار او را از دید خودش بفهمیم.
۴) ابزارهای این نگاه کیفی است: مصاحبهٔ عمیق، مشاهدهٔ مشارکتی، زندگینامه و مطالعهٔ موردی. زیمل و وبر از چهرههای مهم آن هستند.
۵) تفاوت را با یک جمله به یاد بسپار: تبیینی میپرسد «چه علتی این رفتار را به وجود آورد؟» تفسیری میپرسد «این رفتار برای خود شخص چه معنایی دارد؟»
۶) نکتهٔ امتحانی: وبر این دو را کامل جدا نمیدید؛ او از «فهم تبیینی» حرف میزد، یعنی هم معنا را بفهم، هم علتها را توضیح بده.
پاسخ نهایی:
- تبیینی = روش علوم طبیعی، علتمحور، کمی (آمار و پرسشنامه)، هدف: کشف قانونهای کلی.
- تفسیری = روش معنامحور، از دید کنشگر، کیفی (مصاحبه و مشاهده)، هدف: فهم معنای کنش.
مثال مشابه: فرض کن میخواهی «دیر خوابیدن دانشآموزان» را بررسی کنی. روش تبیینی: با آمار نشان میدهی بین ساعت خواب و معدل چه رابطهای هست. روش تفسیری: با گفتوگو میفهمی دانشآموز شببیداری را «تنها وقت آزاد من» میداند. هر دو یک موضوع را نگاه میکنند، اما از دو پنجرهٔ متفاوت.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: یک جدول دوستونی بکش و زیر هم بنویس: موضوع پژوهش، روش گردآوری اطلاعات، نقش پژوهشگر، نوع نتیجه. این کار تفاوت این دو نگاه را در ذهنت ثابت میکند.