راهنمایی کوتاه: جامعهشناسی انتقادی از درون نظریهی انتقادی و مکتب فرانکفورت برخاسته است.
گامبهگام:
۱) جامعهشناسی انتقادی در قرن بیستم و بهویژه پس از جنگ جهانی اول شکل گرفت.
۲) این رویکرد از درون «نظریهی انتقادی» (Critical Theory) برخاست که توسط اندیشمندان مکتب فرانکفورت مانند هورکهایمر، آدورنو و مارکوزه توسعه یافت.
۳) نظریهی انتقادی از دیدگاههای مارکسیستی و فلسفهی هگل تأثیر گرفت، اما به نقد جامعهی مدرن و فرهنگ تودهای پرداخت.
۴) هدف جامعهشناسی انتقادی، نقد ساختارهای قدرت و نابرابری و تلاش برای رهایی انسانها از سلطه است.
پاسخ نهایی: جامعهشناسی انتقادی از درون «نظریهی انتقادی» و مکتب فرانکفورت برخاسته است.
مثال مشابه: برای مثال، نظریهپردازانی مانند یورگن هابرماس با نقد عقلانیسازی جامعه، رویکردی انتقادی به مدرنیته ارائه دادند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی کتاب «دیالکتیک روشنگری» اثر هورکهایمر و آدورنو را مطالعه کنی.