راهنمایی کوتاه: این نظریهپردازان میگویند هیچ دانشی از «هیچجا» نگاه نمیکند؛ هر دانشی از یک جای مشخص و از چشم یک تجربه ویژه به جهان نگاه میکند.
گامبهگام:
- ۱) معنای «جهانشمولی»: علوم اجتماعی کلاسیک ادعا میکردند میتوانند عینی، بیطرف و مستقل از جایگاه پژوهشگر باشند؛ یعنی یک نظریه برای همه انسانها در همه جا.
- ۲) نقد «نقطهنظر»: پاتریشیا هیل کالینز و دیگران میگویند دانش از موقعیت اجتماعی مردم زاده میشود. کسی که هم نژادپرستی و هم مردسالاری را تجربه کرده، چیزهایی میبیند که پژوهشگرِ در موقعیت برتر نمیبیند.
- ۳) غیبت تجربهها: در نظریههای رایج، تجربه زنان آفریقاییتبار، بومی و استعمارزده یا دیده نمیشد یا به شکل تحریفشده (مثل «زن قربانی و منفعل») بازنمایی میشد.
- ۴) پیوند با استعمار و بردهداری: علوم اجتماعی همراه با مدرنیته غربی رشد کرد و گاهی مفاهیمی مثل «نژاد»، «قبیله» و «عقبماندگی» را ساخت تا سلطه بر دیگران را طبیعی جلوه دهد. پس خودِ این دانش از قدرت بیطرف نبوده است.
- ۵) الگوهای دانشی متفاوت: دانش بومی و آفریقاییتبار اغلب شفاهی، جمعی، رابطهای و پیوسته با جامعه و طبیعت است؛ اما معیارهای استاندارد علمی آن را «غیرعلمی» یا «افسانه» مینامیدند.
- ۶) دوگانههای غربی: تفکیکهایی مثل عقل/احساس، ذهن/بدن و فرهنگ/طبیعت، معرفتشناسی خاصی را جهانشمول جا میزدند؛ نقد فمینیستی این دوگانهها را برساخته و مردانهمحور میداند.
پاسخ نهایی: آنها معتقد بودند ادعای «جهانشمولی» در علوم اجتماعی واقعی نیست، چون این دانش در بستر تاریخی استعمار و مردسالاری شکل گرفته، تجربه گروههای فرودست را نادیده گرفته و معیارهای خود را بهجای معیار همه انسانها جا زده است. به بیان دیگر، آنچه «دانش جهانشمول» خوانده میشد، در عمل دانش گروههای قدرتمند بود که صدای دیگران را حذف میکرد. راهحل پیشنهادی آنها نه کنار گذاشتن علم، بلکه ساختن دانشی چندصدایی و موضعی است که جایگاه پژوهشگر و صدای گروههای گوناگون را شفاف نشان دهد.
مثال مشابه: فرض کن در یک کلاس، فقط دانشآموزانی که کنار پنجره نشستهاند اجازه حرف زدن داشته باشند و بقیه فقط گوش کنند. اگر بعداً بگویند «نظر کل کلاس این است»، آن نظر در واقع نظر یک گروه کوچک است که خود را نماینده همه جا زده. نقد فمینیستهای آفریقاییتبار و بومی هم همین را درباره علوم اجتماعی میگوید.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: واژههای «معرفتشناسی نقطهنظری»، «درهمتنیدگی» (کیمبرلی کرنشاو)، «آگاهی دوگانه» (دوبوآ) و «نقد پسااستعماری» را جستوجو کن و ببین هر کدام چه چیزی به این بحث اضافه میکنند.