راهنمایی کوتاه: اشتباه رایجی است: هوای مرده قدیمی (بازدمی) در هنگام دم اولین هوایی است که وارد حبابک میشود، نه آخرین. آنچه شما آخرین تصور میکنید، در واقع هوای تازهای است که در آخر دم در فضای مرده باقی میماند و هرگز به حبابک نمیرسد.
گامبهگام:
- پایان بازدم: فضای مرده (بخش هادی) کاملاً از هوای قدیمیِ خارجشده از حبابکها پر است. این هوا سرشار از CO₂ است.
- شروع دم: هوای تازه از بیرون وارد دهان میشود و ستون هوای قدیمیِ داخل فضای مرده را به سمت حبابکها هل میدهد.
- ادامه دم: تا زمانی که حجم هوای دَمیده از حجم فضای مرده کمتر است، هوای قدیمی جلو میرود و اولین هوایی است که به حبابک میرسد.
- پس از پر شدن فضای مرده: وقتی حجم دَمیده از فضای مرده بیشتر شد، هوای تازه شروع به ورود به حبابکها میکند. در لحظه پایان دم، فضای مرده با آخرین بخش هوای تازه پر میشود که هرگز به حبابک نرسیده است.
- شروع بازدم: همین هوای تازهای که در فضای مرده باقی مانده، اولین هوایی است که خارج میشود. سپس هوای حبابکها (که CO₂ دارد) بیرون میآید.
پاسخ نهایی: بنابراین «هوای مرده» در دم (یعنی همان هوای قدیمیِ داخل فضای مرده) اولین است که به حبابک میرسد، و در بازدم (یعنی هوای تازهای که آخر دم در فضای مرده مانده) اولین است که بیرون میرود. علت این است که محتوای فضای مرده در ابتدای دم و ابتدای بازدم متفاوت است.
مثال مشابه: یک لولهی بلند (فضای مرده) را تصور کنید که به یک بادکنک (حبابک) وصل است. لوله در ابتدا پر از هوای کهنه است. وقتی بادکنک را با دهان پر از هوای تازه میدمید، اول هوای کهنهی داخل لوله وارد بادکنک میشود و بعد هوای تازه. وقتی هوا را بیرون میدهید، اول هوای تازهای که در لوله مانده خارج میشود، سپس هوای کهنه از بادکنک بیرون میآید.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: به مفهوم حجم فضای مرده تشریحی و حجم فضای مرده فیزیولوژیک و رابطهی آن با تهویهی دقیقهای مراجعه کن. همچنین نحوه محاسبهی فضای مرده با روش فاولر (Fowler’s method) جالب است.