راهنمایی کوتاه: حسن با دیدن وضعیت ماهی در تنگ، احساس ناراحتی کرد و تصمیم گرفت آن را آزاد کند.
گامبهگام:
- ۱) حسن ماهی کوچکی داشت که در یک تنگ شیشهای زندگی میکرد.
- ۲) او متوجه شد ماهی در تنگ فضای کمی دارد و نمیتواند آزادانه شنا کند.
- ۳) حسن به این فکر کرد که ماهیها در طبیعت (مثلاً در رودخانه یا دریاچه) زندگی بهتری دارند.
- ۴) او دلش برای ماهی سوخت و تصمیم گرفت آن را به آبهای آزاد برگرداند تا شادتر باشد.
- ۵) بنابراین، حسن ماهی را به کنار رودخانه برد و آن را رها کرد.
پاسخ نهایی: حسن چون دوست داشت ماهیاش آزاد و خوشحال باشد، آن را رها کرد.
مثال مشابه: مثل وقتی که یک پرنده زخمی را پیدا میکنی و بعد از خوب شدن، آن را در آسمان رها میکنی تا پرواز کند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی داستانهای دیگر دربارهی مهربانی با حیوانات را بخوانی، مثل «قصههای خوب برای بچههای خوب».