راهنمایی کوتاه: برای فهمیدن معنی هر واژه، اول آن را در جملهی داخل درس بخوان، بعد سراغ فرهنگ لغت برو.
گامبهگام:
- ۱) واژه را در متن درس پیدا کن و آن جمله را با صدای بلند بخوان.
- ۲) از خودت بپرس: در این جمله، این واژه چه کاری انجام میدهد؟ (معنی از «بافت جمله» پیدا میشود.)
- ۳) به همخانوادههای واژه نگاه کن؛ مثلاً «گفتار» از «گفتن» آمده، پس یعنی سخن و حرف.
- ۴) حدس خودت را با یک فرهنگ لغت فارسی (مثل فرهنگ عمید یا معین) بررسی کن.
- ۵) معنی را با یک جملهی تازه از خودت بنویس تا در ذهنت بماند.
- ۶) ترکیبها و ضربالمثلهای همان واژه را هم ببین تا بهتر یاد بگیری.
پاسخ نهایی: من متن کتاب تو را نمیبینم، پس نمیتوانم فهرست دقیق واژههای همین چاپ را بنویسم. اما درس یک فارسی پنجم معمولاً دربارهی ارزش زبان و سخن گفتن است و واژههای مهم آن این معنیها را دارند:
- زبان: وسیلهی سخن گفتن و چشیدن.
- گفتار: سخن، حرف زدن.
- کلام: سخن.
- بیان: روشن و واضح گفتن مطلب.
- رسا: واضح و شنیدنی.
- نعمت: چیز خوبی که خدا به ما بخشیده است.
- سپاس: تشکر کردن.
- قدر دانستن: ارزش چیزی را فهمیدن.
اگر واژههای دیگری در درس شما هست، فقط همان چند واژه را برایم بنویس تا معنیشان را برایت باز کنم.
مثال مشابه: در جملهی «سخن رسا بگو»، واژهی «رسا» یعنی «روشن و واضح»؛ پس «سخن رسا» یعنی حرفی که شنونده خوب میفهمد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: یک دفتر کوچک بردار و هر واژهی نو را با معنی و یک جملهی ساختهی خودت بنویس؛ آخر هفته از خودت امتحان بگیر.