راهنمایی کوتاه: این سوال دربارهی داستان "دانا و شهر بینام" از کتاب فارسی پنجم است.
گامبهگام:
- ۱) به یاد بیاور که در این داستان، دانا به شهری میرود که اسمی ندارد.
- ۲) مردم شهر از او میخواهند که برای شهر یک اسم انتخاب کند.
- ۳) دانا پس از فکر کردن، اسم "شهر مهربانی" را پیشنهاد میدهد.
- ۴) همهی مردم این اسم را دوست دارند و میپذیرند.
پاسخ نهایی: اسمی که دانا برای آن شهر انتخاب کرد، "شهر مهربانی" بود.
مثال مشابه: اگر تو بودی، چه اسمی برای شهری که همه در آن مهربان هستند انتخاب میکردی؟ مثلاً "شهر دوستی" یا "شهر صلح".
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی داستان را دوباره بخوانی و ببینی چرا دانا این اسم را انتخاب کرد. آیا به نظرت اسم خوبی بود؟ چرا؟