راهنمایی کوتاه: آرایههای ادبی زیباییهای زباناند؛ با چند قاعدهٔ ساده میتوانی آنها را در هر شعر و نوشتهای پیدا کنی.
گامبهگام:
- ۱) تشبیه: چیزی را به چیز دیگری شبیه میکنیم؛ مثل «چهرهاش مثل ماه است». چهار بخش دارد: مشبه، مشبهبه، ادات تشبیه، وجه شبه.
- ۲) استعاره و تشخیص: در استعاره بهجای نام یک چیز، نام چیز شبیهش را میآوریم. در تشخیص (جانبخشی) به چیزهای بیجان کار انسان نسبت میدهیم؛ مثل «باد زمزمه کرد».
- ۳) کنایه: ظاهر جمله یک معنا دارد، اما مقصود معنای دیگری است؛ «زبانم بند آمد» یعنی نتوانستم حرف بزنم.
- ۴) مراعاتالنظیر (تناسب): آوردن واژههای مرتبط با هم در یک بیت؛ مثل «ابر و باد و مه و خورشید و فلک».
- ۵) جناس و واجآرایی: جناس یعنی دو واژهٔ همشکل یا همآوا با معنی متفاوت؛ واجآرایی یعنی تکرار یک صدا برای خوشآهنگی شعر.
- ۶) تضاد، تلمیح و ضربالمثل: تضاد آوردن دو واژهٔ متضاد («شب و روز»)؛ تلمیح اشاره به داستان یا آیه؛ ضربالمثل جملهٔ کوتاه و پندآموز که همه میشناسند.
پاسخ نهایی: مهمترین آرایههای فارسی ششم عبارتاند از تشبیه، تشخیص، کنایه، مراعاتالنظیر، جناس، واجآرایی، تضاد، تلمیح و ضربالمثل. برای پیدا کردن آرایه، اول معنی جمله را بفهم، بعد ببین کدام واژهها به هم شبیهاند یا با هم تناسب دارند؛ آرایه اغلب همانجا پنهان است.
مثال مشابه:
- «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند» ← مراعاتالنظیر و تشخیص.
- «قد بلند او مثل سرو است» ← تشبیه.
- «دستش رو شد» ← کنایه از فاش شدن راز.
کدام گزینه فقط تشبیه دارد؟
- الف) باد با گلها حرف زد.
- ب) روی او مانند گل سرخ بود.
- ج) دست و دلش باز بود.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: شعرهای کتاب فارسی ششم را بلند بخوان و زیر واژههای همخانواده یا شبیه به هم خط بکش، بعد نام آرایهٔ آنها را بگو. برای تمرین، برای هر آرایه یک مثال از زندگی روزمرهٔ خودت بساز.