راهنمایی کوتاه: این کلمات از درسهای فارسی ششم هستند و معنی هر کدام را با مثال توضیح میدهم.
گامبهگام:
- ۱) بستر: به معنی جای خواب، محل استراحت یا زمینه است. مثال: بیمار روی بستر دراز کشیده بود.
- ۲) برمیخاستم: شکل گذشتهٔ فعل «برخاستن» به معنی بلند شدن، ایستادن یا شروع کردن است. مثال: هر صبح زود از خواب برمیخاستم.
- ۳) تدریج: به معنی آرامآرام، کمکم یا به تدریج است. مثال: هوا به تدریج سرد شد.
- ۴) رحلت: به معنی سفر، کوچ کردن یا درگذشت (معمولاً برای افراد بزرگ) است. مثال: رحلت پیامبر اسلام در سال ۱۱ هجری بود.
- ۵) لغات: جمع کلمهٔ «لغت» به معنی واژهها یا کلمات است. مثال: در این کتاب لغات جدیدی یاد گرفتم.
- ۶) لغت: به معنی واژه، کلمه یا عبارت است. مثال: معنی این لغت را نمیدانستم.
- ۷) علامه: به معنی دانشمند بسیار بزرگ، عالم یا فرد بسیار دانا است. مثال: علامه دهخدا فرهنگنامهٔ بزرگی نوشت.
- ۸) گردآورده: شکل گذشتهٔ فعل «گردآوردن» به معنی جمعآوری کرده یا فراهم آورده است. مثال: او اطلاعات زیادی گردآورده بود.
پاسخ نهایی: معنی این هشت کلمه را در بالا با مثال توضیح دادم. همهٔ آنها در کتاب فارسی ششم دبستان به کار رفتهاند.
مثال مشابه: اگر کلمهٔ «آرامش» را ببینیم، معنی آن «آسودگی، صلح یا سکون» است. مثال: در طبیعت آرامش خاصی وجود دارد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: سعی کن برای هر کلمهٔ جدیدی که میخوانی، یک جملهٔ خودت بنویسی. این کار کمک میکند معنی را بهتر به خاطر بسپاری.