راهنمایی کوتاه: آرایهی جانبخشی یعنی دادن ویژگیهای انسانی به چیزهای بیجان.
گامبهگام:
- ۱) آرایهی جانبخشی (تشخیص) یعنی اینکه به یک چیز بیجان (مثل شب، کوه، دریا) کاری را نسبت بدهیم که فقط انسانها میتوانند انجام دهند.
- ۲) گزینهی الف: «شب شنفته است مناجات علی» → شب «شنیدن» دارد (ویژگی انسانی). پس جانبخشی دارد.
- ۳) گزینهی ب: «شبروان مست ولای تو علی» → شبروان «مست بودن» دارد (ویژگی انسانی). پس جانبخشی دارد.
- ۴) گزینهی ج: «حلقهی در شد از او دامنگیر» → در «دامن گرفتن» دارد (ویژگی انسانی). پس جانبخشی دارد.
- ۵) گزینهی د: «الفتی داشته با این دل شب» → در اینجا «دل شب» آمده، اما فعل «داشته» به گوینده برمیگردد، نه به شب. پس شب کاری انجام نداده و جانبخشی ندارد.
پاسخ نهایی: گزینهی د چون در آن شب کاری انجام نمیدهد و فقط صحبت از دوستی با «دل شب» است.
مثال مشابه: «باد با برگها بازی میکند» ← جانبخشی دارد (بازی کردن ویژگی انسانی است). «برگها سبز هستند» ← جانبخشی ندارد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: سعی کن در شعرهای دیگر هم آرایهی جانبخشی را پیدا کنی. معمولاً افعالی مثل خندیدن، گریستن، شنیدن، گفتن و... که برای انسانهاست، اگر برای چیز بیجان به کار روند، جانبخشی هستند.