راهنمایی کوتاه: در این شعر، کلمهای هست که برای صدا زدن یا خطاب به کار رفته و کلمهای دیگر برای نهی و منع.
گامبهگام:
- ۱) ابتدا شعر را با دقت بخوانیم: «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز. مرده آن است که نامش به نیکویی نبرَد.»
- ۲) به دنبال کلمهای بگردیم که برای صدا زدن یا خطاب کسی به کار رفته باشد. در اینجا «سعدیا» داریم که شاعر سعدی را مستقیماً خطاب میکند. پس «سعدیا» یک ندا است.
- ۳) حالا به دنبال کلمهای بگردیم که معنای نهی، منع یا آرزو برای انجام نشدن کاری را برساند. در مصراع دوم، «نبرَد» را میبینیم. این فعل از مصدر «بردن» است و «نـ» اول آن، نشانهی نهی است. پس «نبرَد» یک مبادا (یا شکل نهی از فعل) است.
- ۴) یادت باشد: ندا معمولاً با «ای»، «یا» یا نشانههای خطاب همراه است. مبادا هم با «نـ» یا «مباد» ساخته میشود و معنای «نباید» یا «امیدوارم که ... نباشد» میدهد.
پاسخ نهایی:
- ندا: سعدیا (برای خطاب و صدا زدن سعدی)
- مبادا: نبرَد (نهی از بردن نام به نیکویی برای آن مرده)
مثال مشابه:
- در جملهی «ای دوست، مبادا غمگین شوی.»: «ای دوست» ندا و «مبادا غمگین شوی» مبادا است.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری:
- سعی کن در شعرها یا جملههای دیگر، کلمات ندا (مثل: ای خدا، ای طبیعت، رفیقا) و مبادا (مثل: نرود، مباد بیمار شوی) را پیدا کنی.
- به کتاب درسیات بخش «حروف ندا» و «افعال نهی» را دوباره مرور کن.