راهنمایی کوتاه: فعل غیر اسنادی فعلی است که به تنهایی معنی کامل دارد و نیاز به مسند ندارد.
گامبهگام:
- ۱) فعلها در زبان فارسی به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: فعلهای اسنادی و فعلهای غیراسنادی.
- ۲) فعل اسنادی (مانند «است، بود، شد») به تنهایی معنی کامل ندارد و نیاز به یک مسند (چیزی که دربارهٔ نهاد گفته میشود) دارد تا جمله کامل شود. مثال: «هوا سرد است.»
- ۳) فعل غیراسنادی برعکس، خودش به تنهایی یک عمل یا حالت را نشان میدهد و برای کامل شدن جمله نیازی به مسند ندارد. مثال: «علی دوید.»
- ۴) برای تشخیص، ببینید اگر فعل را از جمله حذف کنید، آیا باقیمانده جمله هنوز معنی دارد؟ در فعل غیراسنادی، خود فعل بخش اصلی معناست.
- ۵) بیشتر فعلهایی که در زندگی روزمره استفاده میکنیم، غیراسنادی هستند.
پاسخ نهایی: فعل غیراسنادی فعلی است که معنای آن کامل است و برای تکمیل جمله نیازی به مسند (چیزی که بعد از فعل بیاید و نهاد را توصیف کند) ندارد. این فعلها معمولاً یک کار، حرکت یا حالت را مستقیماً بیان میکنند.
مثال مشابه: جمله «پرنده پرواز کرد.» را در نظر بگیرید. «پرواز کرد» یک فعل غیراسنادی است زیرا خودش عمل پرواز را به طور کامل بیان میکند و نیاز به چیز دیگری بعد از خود ندارد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: سعی کن برای هر یک از مثالهای زیر یک جمله بسازی. همچنین، میتوانی در متنی که میخوانی، فعلهای غیراسنادی را پیدا کنی و آنها را از فعلهای اسنادی جدا کنی.
ده مثال از فعل غیراسنادی:
- ۱) خوردن (مثال: او نان خورد.)
- ۲) خوابیدن (مثال: کودک خوابید.)
- ۳) نوشتن (مثال: من نامه نوشتم.)
- ۴) دویدن (مثال: آنها در پارک دویدند.)
- ۵) خواندن (مثال: دانشآموز کتاب خواند.)
- ۶) آمدن (مثال: مهمان آمد.)
- ۷) رفتن (مثال: پدر به بازار رفت.)
- ۸) دیدن (مثال: من تو را دیدم.)
- ۹) شنیدن (مثال: او صدا را شنید.)
- ۱۰) گفتن (مثال: معلم درس گفت.)