سلام دوست عزیز! خیلی خوب که به شعر و ادبیات فارسی علاقهمندی. شعر «رستگاری» از سهراب سپهری، یک شعر نو (آزاد) است و مثل شعرهای کلاسیک وزن و قافیه ندارد. پس برای پیدا کردن ردیف و قافیه باید اول بدانیم این مفاهیم در شعر کلاسیک چطور هستند. بیا با هم گامبهگام بررسی کنیم.
- ردیف یعنی کلمهای که در انتهای هر مصراع تکرار میشود. مثلاً در شعر «بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم / فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم» کلمهی «اندازیم» ردیف است.
- قافیه یعنی کلمههایی که در انتهای مصراعها هجای آخرشان شبیه هم باشد (بدون ردیف). در مثال بالا «برافشانیم» و «دراندازیم» قافیه نیستند چون ردیف دارند؛ اما اگر ردیف نباشد، مثلاً «بهار آمد که تا شادان کند دل / ز باغ آید نسیم مشک و سنبل» کلمات «دل» و «سنبل» قافیه هستند.
- حالا به شعر «رستگاری» نگاه میکنیم. اولین مصراعها:
«رستگاری در چیست؟ / در نگاه تو که از پشت قفس میبینی / و در آنی که ببندی چشمت / به تماشای جهان و ببینی که جهان رستگار است» - میبینی که انتهای مصراعها «چیست؟»، «میبینی»، «چشمت»، «است» هستند. هیچ کدام تکراری نیست و هجای آخرشان هم شبیه هم نیست.
- پس نتیجه میگیریم: این شعر ردیف و قافیهی ثابت ندارد. چون شعر نو است و شاعر آزادانه نوشته است.
پاسخ نهایی: شعر «رستگاری» سهراب سپهری از نوع شعر نو (بدون وزن و قافیه) است و بنابراین ردیف و قافیهای ندارد. اگر شعرهای کلاسیک را مقایسه کنی، میبینی که آنها ردیف و قافیه دارند.
مثال مشابه: شعر «در غروب» از سهراب سپهری هم شبیه این است: «در غروبِ همین امروز، / در هوای همین اتاق، / در شبِ بیدارِ ابرها، / میروم تا برسم به تو» – این هم ردیف و قافیه ندارد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی به بخش شعر کلاسیک در کتاب فارسی هفتم مراجعه کنی، مثلاً درس «خوبان جهان» که ردیف و قافیه دارد. با مقایسهی آنها بهتر متوجه تفاوت میشوی.