راهنمایی کوتاه: یک انشا مثل یک خانه است؛ مقدمه درِ ورودی، شرح موضوع اتاقهای خانه و نتیجهگیری پنجرهای رو به آسمان است.
گامبهگام:
- ۱) اول موضوع را روشن کن: اگر منظور «فصول (فصلهای) ایران» است، انشا درباره چهار فصل و حالوهوای آنها در سرزمین ما خواهد بود. (اگر منظور «فواصل و مسافتهای ایران» بوده، بگو تا راهنمایی را عوض کنم.)
- ۲) یک برگه بردار و چهار کلمه بنویس: مقدمه، تاریخچه، شرح موضوع، نتیجه. این میشود نقشه راه تو.
- ۳) مقدمه را با یک پرسش یا تصویر زیبا شروع کن؛ مثلاً «آیا میدانستی در یک روز، ایران هم برف دارد هم گل؟» دو یا سه جمله کافی است.
- ۴) در بخش تاریخچه، از تقویم ایرانی و نوروز بهعنوان آغاز بهار بگو، و از جشنها و آیینهای هر فصل مثل شب یلدا در زمستان و جشنهای خرمن در پاییز.
- ۵) در شرح موضوع، هر فصل را جدا توصیف کن و از حواس پنجگانه کمک بگیر: رنگ، بو، صدا و طعم. مثلاً بوی خاک بارانخورده در بهار یا صدای خشخش برگها در پاییز.
- ۶) در نتیجهگیری، همه را در دو یا سه جمله جمع کن و با یک آرزو یا احساس شخصی تمام کن؛ مثلاً «من عاشق پاییز ایرانم چون رنگش مثل نقاشی است.»
پاسخ نهایی: ساختار پیشنهادی انشای تو اینگونه باشد:
- مقدمه (۳ تا ۴ خط): معرفی موضوع و جلب توجه خواننده.
- تاریخچه (۳ تا ۴ خط): تقویم ایرانی، نوروز و آیینهای فصلها.
- شرح موضوع (بدنه اصلی، ۸ تا ۱۲ خط): یک بند برای بهار، یک بند تابستان، یک بند پاییز، یک بند زمستان؛ در هر بند یک مثال از شهر یا روستای ایران بیاور.
- نتیجهگیری (۳ تا ۴ خط): جمعبندی و بیان احساس خودت.
- نکتههای نمرهآور: خط خوانا، غلط املایی کم، پاراگرافبندی درست و یک تشبیه یا ضربالمثل زیبا در متن.
مثال مشابه: نمونه مقدمه: «خداوند ایران را طوری آفریده که هر گوشهاش یک رنگ و یک هوا دارد. در شمال باران میبارد و در جنوب آفتاب میتابد. فکر میکنی کدام فصل این سرزمین زیباتر است؟» نمونه نتیجه: «چهار فصل ایران مثل چهار برادرند؛ هرکدام چهرهای جدا دارند، اما همه یک خانه دارند به نام ایران.»
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: انشایت را بلند بخوان و جای جملههای کوتاه و بلند را عوض کن؛ همچنین میتوانی اشعاری از کتاب فارسی هفتم درباره طبیعت و فصلها را پیدا کنی و یک بیت مناسب را در مقدمه یا نتیجه بهکار ببری.