راهنمایی کوتاه: گزینهی «د» نادرست است؛ زیرا عامل اصلی در داستانها ترس از مردم نیست.
گامبهگام:
۱) هر سه داستان را جداگانه بررسی میکنیم تا ببینیم پیام اصلی هرکدام چیست.
۲) داستان اول (مریم احمدی): مریم پاکت مسابقه را در جای خلوت باز کرد تا کسی نبیند. این نشاندهندهی آگاهی از حضور خداوند در همه جا است، نه ترس از مردم.
۳) داستان دوم (پادشاه زیرک): پادشاه یک سال زحمت کشید و اموالش را به جزیره فرستاد. این تمثیلی از زندگی دنیاست که باید توشهای برای آخرت بفرستیم و نیاز به راهنمایی پیامبران داریم. ترس از مردم در این داستان نقشی ندارد.
۴) داستان سوم (جوان در حال مرگ): جوان تا وقتی مادرش از او راضی نشد، دو موجود وحشتناک میدید. این داستان اهمیت احترام به والدین و آثار نارضایتی آنان را نشان میدهد. ترس از مادر در اینجا ترس از خشم خداوند و عواقب آن است، نه صرفاً ترس از مردم.
۵) گزینهی «د» ادعا میکند که در هر سه داستان «ترس از مردم» عامل اصلی رستگاری یا سقوط بوده است. اما همانطور که دیدیم، داستان اول بر نظارت الهی، داستان دوم بر توشهگیری برای آخرت، و داستان سوم بر رضایت والدین تأکید دارد؛ بنابراین این گزینه نادرست است.
پاسخ نهایی: گزینهی «د» نادرست است.
مثال مشابه: تصور کن سه داستان کوتاه دربارهی مهربانی داریم: یکی دربارهی کمک به همسایه، دیگری دربارهی مراقبت از حیوانات و سومی دربارهی احترام به معلم. اگر بگوییم عامل اصلی همهی این داستانها «ترس از دعوا» است، این اشتباه است. هر داستان پیام جداگانهای دارد.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: هر داستان را مجدد در کتاب بخوان و پیام اصلی هرکدام را با یک جمله بنویس. سپس ببین آیا همهی آنها یک عامل مشترک دارند یا نه.