راهنمایی کوتاه: بیا با هم دربارهی شخصیتهای داستان شنل قرمزی فکر کنیم و ببینیم اگر جای آنها بودیم چه میکردیم.
گامبهگام:
- ۱) اول، شخصیتهای اصلی داستان را به یاد بیاور: شنل قرمزی، مادربزرگ، گرگ و شکارچی.
- ۲) حالا فکر کن کدام شخصیت را بیشتر دوست داری و دلیل آن را بنویس. مثلاً شاید شکارچی را دوست داری چون شجاع بود و به دیگران کمک کرد.
- ۳) خودت را جای شنل قرمزی بگذار. به این فکر کن که اگر تو بودی، وقتی گرگ را دیدی چه کار میکردی؟ شاید با احتیاط بیشتری رفتار میکردی یا زودتر کمک میخواستی.
- ۴) پاسخهایت را به صورت جملههای کامل و واضح بنویس تا دیگران هم بفهمند چه فکر میکنی.
پاسخ نهایی: پاسخ تو به این سوالها شخصی است و جواب درست یا غلط ندارد. مهم این است که با دقت فکر کنی و نظرت را با دلیل بیان کنی. مثلاً میتوانی بنویسی: «من از شکارچی خوشم آمد چون مهربان و قوی بود و شنل قرمزی و مادربزرگ را نجات داد. اگر من جای شنل قرمزی بودم، به حرف مادرم گوش میدادم و مستقیم به خانهی مادربزرگ میرفتم و با غریبهها صحبت نمیکردم.»
مثال مشابه: فرض کن داستان «سیندرلا» را خواندهای. ممکن است بگویی از سیندرلا خوشت میآید چون صبور و مهربان است. اگر جای او بودی، شاید سعی میکردی با خواهرهای ناتنیات بهتر صحبت کنی تا رابطهات با آنها بهتر شود.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی داستانهای دیگر مثل «علیبابا و چهل دزد» یا «شنل قرمزی» را دوباره بخوانی و برای هر کدام یک تحلیل شخصیت بنویسی. این کار به تو کمک میکند درک بهتری از ادبیات پیدا کنی.