سلام! میبینم که احساس میکنی موضوعی که با آن روبرو هستی خیلی سخت است. این کاملاً طبیعی است، مخصوصاً وقتی با مفاهیم منطقی جدید آشنا میشویم. بیا با هم قدمبهقدم جلو برویم.
راهنمایی کوتاه: وقتی موضوعی سخت به نظر میرسد، آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کن.
گامبهگام:
- ۱) اول، دقیقاً مشخص کن کدام قسمت برایت سخت است. آیا تعریف یک مفهوم است؟ یا حل یک مسئله خاص؟
- ۲) سعی کن آن مفهوم یا مسئله را با کلمات خودت دوباره بیان کنی. گاهی همین کار ساده کمک میکند.
- ۳) به دنبال یک مثال ساده و ملموس بگرد. منطق در زندگی روزمره ما هم وجود دارد. مثلاً: «اگر باران ببارد، زمین خیس میشود. زمین خیس است. آیا حتماً باران باریده است؟» (نه، ممکن است کسی زمین را شسته باشد!).
- ۴) اگر مسئلهای است، دادهها و خواستهی مسئله را جداگانه روی کاغذ بنویس.
- ۵) از روش حذف گزینههای غلط یا رسم نمودار و جدول استفاده کن. تجسم کردن به درک منطق کمک زیادی میکند.
- ۶) نگران نباش اگر بار اول درست نشد. منطق مثل یک عضله است که با تمرین قوی میشود.
پاسخ نهایی: سختی یک احساس موقتی است. با شکستن مسئله به بخشهای کوچک، پیدا کردن مثالهای ملموس و تمرین مداوم، به تدریج بر آن غلبه خواهی کرد.
مثال مشابه: فرض کن مسئله این است: «همه پرندگان پرواز میکنند. پنگوئن یک پرنده است. آیا پنگوئن پرواز میکند؟» منطق به ما میگوید که جمله اول («همه پرندگان...») نادرست است، چون استثنا وجود دارد. بنابراین نمیتوانیم نتیجه بگیریم پنگوئن پرواز میکند. اینجا باید دقت کنیم که «همه» یک کلمه کلیدی و قوی در منطق است.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: سعی کن مسائل منطقی سادهای را که در شبکههای اجتماعی یا معماها میبینی، تحلیل کنی. از خودت بپرس: «دلیل این نتیجهگیری چیست؟ آیا دلیل محکمی وجود دارد؟» کتابهای «منطق برای مبتدیان» نیز میتوانند نقطه شروع خوبی باشند.