راهنمایی کوتاه: این اعتراضات در تاریخ مسیحیت به دو دسته اصلی تقسیم میشوند.
گامبهگام:
- در تاریخ کلیسای کاتولیک، گاهی کشیشان و رهبران مذهبی با قدرت و تصمیمات پاپ مخالفت میکردند.
- این مخالفتها معمولاً به دو شکل اصلی ظاهر میشد:
- اعتراضات اصلاحی درون کلیسا: برخی کشیشان در چارچوب کلیسا باقی میماندند و سعی میکردند با انتقاد و پیشنهاد، تغییرات داخلی ایجاد کنند. هدف آنها اصلاح کلیسا از درون بود.
- جنبشهای انشعابی یا شورشی: گروه دیگری از مخالفان، از کلیسای کاتولیک جدا میشدند و فرقهها یا کلیساهای جدیدی تشکیل میدادند. این حرکتها اغلب به شکل جنبشهای مذهبی بزرگ درمیآمدند.
- مهمترین نمونه جنبش انشعابی، جنبش اصلاحات پروتستانی در قرن شانزدهم میلادی است. رهبرانی مانند مارتین لوتر و ژان کالون، ابتدا کشیش بودند، اما با برخی آموزهها و قدرت پاپ مخالفت کردند و در نهایت منجر به شکلگیری شاخه پروتستان مسیحیت شدند.
- اعتراضات درون کلیسایی نیز در دورههای مختلف تاریخ وجود داشته، مانند برخی شوراهای کلیسایی که در آنها اسقفها برای بحث درباره مسائل جمع میشدند.
پاسخ نهایی: حرکتهای اعتراضآمیز کشیشان مخالف قدرت پاپ عموماً به دو دسته کلی تقسیم میشوند: ۱) اعتراضات و جنبشهای اصلاحی درون کلیسای کاتولیک، و ۲) جنبشهای انشعابی که منجر به تشکیل شاخههای جدید مسیحیت (مانند پروتستانتیسم) شدند.
مثال مشابه: میتوانید به جنبش «هوسیها» در قرن پانزدهم در بوهم (جمهوری چک امروزی) فکر کنید که توسط یان هوس رهبری میشد. او یک کشیش بود که به فساد در کلیسا اعتراض کرد. اگرچه این جنبش در نهایت سرکوب شد، اما یکی از پیشزمینههای مهم اصلاحات پروتستانی محسوب میشود.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: میتوانی درباره تفاوتهای اصلی آموزههای کلیسای کاتولیک و کلیساهای پروتستان (مثل لوتری، کالونی) تحقیق کنی. همچنین مطالعه درباره مفهوم «شورای ترنت» که واکنش کلیسای کاتولیک به اصلاحات پروتستانی بود، جالب است.