راهنمایی کوتاه: برای مقایسه باید دو چیز را جدا کنیم: وسعت سطح، و ریز و متراکم بودن چینخوردگیها. (اگر منظورت از «رابطهها» ارتباطهای عصبی است، بگو تا آن را توضیح بدهم.)
گامبهگام:
- ۱) مخ (نیمکرههای مخ) سطحی چینخورده دارد؛ اما چینهایش درشتاند و به آنها شکنج (برجستگی) و شیار (فرورفتگی) میگویند.
- ۲) مخچه در پشت و زیر مخ است و از یک بخش میانی باریک به نام کرمینه و دو نیمکره در دو طرف آن ساخته شده است.
- ۳) سطح مخچه هم چینخورده است، ولی چینهایش بسیار ریز، نازک و پشتسرهماند؛ به آنها برگچه میگویند.
- ۴) اگر مساحت کل سطح را بسنجیم، سطح مخ بزرگتر است (حدود ۲۲۰۰ سانتیمتر مربع در برابر چند صد سانتیمتر مربع در مخچه).
- ۵) اما اگر تعداد و تراکم چینخوردگیها و تعداد سلولهای عصبی را بشماریم، مخچه جلو میزند؛ نورونهای مخچه (حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیارد) از نورونهای قشر مخ (حدود ۱۶ میلیارد) بیشتر است.
- ۶) کرمینه هم مثل بقیه مخچه چینخوردگی ریز و متراکم دارد و بیشتر با هماهنگی حرکات، تعادل و راهرفتن ارتباط دارد.
پاسخ نهایی:
- از نظر وسعت سطح و درشتی چینخوردگیها: مخ بزرگتر و پهناورتر است.
- از نظر ریز بودن، تراکم چینخوردگیها و تعداد نورونها: مخچه (و کرمینه) بیشتر است.
مثال مشابه: دو کاغذ را در نظر بگیر؛ یکی بزرگ با چند تای درشت (مخ) و یکی کوچکتر با کلی تای ریز و نزدیک به هم (مخچه). کاغذ کوچک تای بیشتری دارد، ولی اگر هر دو را کامل باز کنی، مساحت کاغذ بزرگ بیشتر است.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: دربارهٔ نقش مخچه در تعادل و هماهنگی حرکات و پیامد آسیب آن (لرزش و ناهماهنگی حرکات) و همچنین ساختار درونی مخچه که به آن درخت زندگی میگویند، جستوجو و مطالعه کن.