راهنمایی کوتاه: در این انشا، یک طبیب (پزشک) قدیم را توصیف میکنیم و کارهای او را با پزشکان امروزی مقایسه میکنیم.
گامبهگام:
- ۱) مقدمه: انشا را با تعریف یک طبیب قدیم شروع کن. مثلاً بنویس: «در گذشتههای دور، پزشکی به شکل امروزی نبود. به پزشک آن زمان، طبیب میگفتند.»
- ۲) توصیف ظاهر و وسایل: طبیب قدیم چگونه لباس میپوشید؟ چه وسایلی داشت؟ مثلاً چمدان چوبی، گیاهان دارویی، ترازو برای وزن کردن داروها.
- ۳) کارهای او: طبیب قدیم چه کارهایی میکرد؟ چگونه بیمار را معاینه میکرد؟ (مثلاً نبض میگرفت، زبان بیمار را نگاه میکرد). داروها را از چه چیزهایی درست میکرد؟ (گیاهان، ریشهها، عسل).
- ۴) مقایسه با امروز: یک تفاوت مهم طبیب قدیم با پزشک امروزی چیست؟ (مثلاً امروز دستگاههای پیشرفته داریم، ولی قدیم بیشتر از گیاهان استفاده میشد).
- ۵) نتیجهگیری: از این توصیف چه درسی میگیری؟ مثلاً بنویس: «طبیبهای قدیم با امکانات کم هم به مردم کمک میکردند. این نشان میدهد مهربانی و دانش مهم است.»
پاسخ نهایی: (این یک نمونه کامل است که میتوانی از ایدههای آن استفاده کنی)
«طبیب قدیم، مردی مهربان و دانا بود. او لباسی بلند و کلاهی مخصوص بر سر داشت. چمدان چوبیاش پر از گیاهان خشک شده و داروهای طبیعی بود. وقتی به خانه بیمار میرفت، اول با دقت نبض او را میگرفت و حالش را میپرسید. سپس از گیاهانی مثل نعناع، گلگاوزبان و شیرینبیان دارو درست میکرد. داروهایش را با عسل مخلوط میکرد تا خوردن آن راحتتر شود. طبیب قدیم برخلاف پزشکان امروزی، دستگاه رادیولوژی یا آزمایشگاه نداشت، اما تجربه و شناخت زیادی از گیاهان داشت. او با صبر و حوصله به درمان بیماران کمک میکرد. من از داستان طبیب قدیم یاد میگیرم که کمک به دیگران و داشتن دانش، حتی با امکانات کم، بسیار ارزشمند است.»
مثال مشابه: میتوانی درباره یک شغل قدیم دیگر مثل «آهنگر قدیم» یا «معلم مکتبخانه» هم به همین روش انشا بنویسی.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: از بزرگترها بپرس آیا داستانی درباره پزشکان قدیم شنیدهاند. یا در کتابهای داستان تاریخی جستجو کن.