راهنمایی کوتاه: بیا با هم داستان را بخوانیم و ببینیم هر اتفاق در چه زمانی رخ داده است.
گامبهگام:
- ۱) اول، دوستی گنجشک و کبوتر را میخوانیم.
- ۲) بعد، میبینیم کبوتر در حال جمعآوری دانه برای زمستان است.
- ۳) سپس، متوجه میشویم گنجشک به حرف کبوتر توجه نمیکند و به فکر بازی است.
- ۴) بعد از آن، تابستان و پاییز میروند و زمستان میآید.
- ۵) حالا گنجشک چیزی برای خوردن ندارد و به سراغ کبوتر میرود.
- ۶) در پایان، کبوتر از گنجشک میپرسد چرا قبلاً فکر نکرده بود.
پاسخ نهایی:
ترتیب درست جملات بر اساس رویدادهای داستان این است:
- گنجشک و کبوتری با هم دوست بودند.
- کبوتر تلاش میکرد دانه جمع کند تا در زمستان بیآذوقه نماند.
- گنجشک به فکر بازی بود و به حرفهای کبوتر توجهی نمیکرد.
- تابستان و پاییز رفت، زمستان آمد.
- گنجشک چیزی برای خوردن نداشت، بنابراین به سراغ کبوتر رفت.
- کبوتر به او گفت: وقتی که جیکجیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟
مثال مشابه:
مثلاً در داستان «لاکپشت و خرگوش»: اول آنها با هم مسابقه میگذارند، بعد مسابقه شروع میشود، سپس خرگوش میخوابد، لاکپشت به راهش ادامه میدهد و در پایان لاکپشت برنده میشود. برای شمارهگذاری، باید همین ترتیب اتفاقات را رعایت کنیم.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری:
سعی کن یک داستان کوتاه دو یا سه خطی بنویسی. سپس جملات آن را روی کاغذهای جدا بنویس و از دوستت بخواه آنها را به ترتیب درست بچیند. این بازی به تو کمک میکند ترتیب رویدادها را بهتر درک کنی.