تو چند ماه گذشته مطالعهات رشد داشته یا افت داشته؟
کدام گزینه جزو انواع چرخ دنده نیست
پاسخها
از این مبحث فلشکارت بساز!
همدرس رو نصب کن و از این مبحث فلشکارت بساز تا همیشه همراهت باشه.
چالش های این داستان را با استفاده از آیات و روایات توضیح دهید و ربط ان با آیه ۵۳ سوره زمر و ۱۲۶ بقره را توضیح دهید
در جستجوی شادی
امروز هم مثل خیلی از روزهای دیگه با یه جور حس «نقص» یا «کمبود» شروع شد. [مشاهده یک موقعیت مادی بهتر از سوی دیگری]. بلافاصله [وضعیت مالی محدودتر خانواده خودم] جلو چشمم اومد. قلبم سنگینی کرد. توی کلاس وقتی معلم داشت در مورد برنامه ریزی برای آینده و انتخاب رشته و شغل مناسب و ... صحبت میکرد من داشتم با خودم فکر میکردم که اگه [امکانات مالی بیشتری] داشته باشی به هر جا بخوای میرسی اما اگه [امکانات محدود باشد] برنامه ریزی به چه کاری میاد؟ [مشاهده افرادی با امکانات آموزشی بیشتر]. نه تنها در درس خوندن بلکه در مسابقات ورزشی هم حس خوبی نسبت به خودم نداشتم وقتی [مشاهده افرادی با وسایل بهتر]. بلافاصله حس کمتر بودن به سراغم میومد و نمیذاشت از موفقیتهایی که به دست میاوردم لذت ببرم. حتی زمانهایی که همه شاد بودند همیشه یک چیزی بود که نمیذاشت من شاد باشم. [شرح یک مهمانی و مشاهده هدایا و امکانات دیگران که باعث مقایسه و ناراحتی شد].
بعد از تعطیل شدن مدرسه حوصله ی رفتن به خونه رو نداشتم. بی هدف شروع کردم به قدم زدن توی خیابون. ناگهان صحنه ای توجهم رو جلب کرد. شخصی رو دیدم همسن و سال خودم با چهره ای آفتاب سوخته و لباسهایی کهنه که خواهر کوچیک معلولش رو روی دوشش حمل میکرد. خواهر کوچولو با یک دست اون رو محکم گرفته بود و با دست دیگش بستنی قیفی لیس میزد و گاهی هم جلو دهان اون میگرفت. دو نفرشون از خوردن بستنی لذت میبردند و با بالا و پایین کردن خواهر کوچولو روی دوشش با صدای بلند میخندیدند. صدای خنده ی اونها برام عجیب بود.
بعد از اینکه خواهرش رو به خونه برد، به کارگاه خیاطی کوچیکی رفت و مشغول کار شد. با خودم فکر کردم چطوره که اینها با این همه سختی این قدر شاد هستند؟ جلو رفتم تا باهاش آشنا بشم. خیلی مهربان و خوش رو بود. وقتی شروع کرد به صحبت کردن متوجه شدم خانواده [کم بضاعتی] داره. صبحا خواهرش رو روی دوش میذاره و دو تایی به مدرسه هاشون میرن و ظهرا بعد از اینکه خواهرش رو به خونه برمیگردونه برای کمک به مخارج خانواده کار میکنه. از اینکه چطور میتونستن این قدر شاد و راضی باشند متعجب بودم. عجیب تر اینکه هر دو تاشون توی درسهاشون موفق بودند و اهداف بزرگی برای آینده شون داشتند. طاقت نیاوردم و پرسیدم.
اون گفت: راز شاد بودن و موفقیت رو از مادرم یاد گرفتم خیلی ساده است: شکرگزاری.» تعجبم بیشتر شد. اونها با این وضعیت چرا باید شکرگزار باشند؟ با این همه مشکلات شکرگزار چه چیزی باید باشند؟ اصلاً شکرگزاری چطور باعث شادیشون میشه؟
همدرس رو نصب کن و از این مبحث فلشکارت بساز تا همیشه همراهت باشه.
پودمان ساز و کارهای حرکتی
تشریحی
درسنامه
پاسخ کار کلاسی و فعالیت ها
پودمان هدایت تحصیلی
شماره تلفن اشتباه است؟
نام کاربری اشتباه است؟
حساب کاربری دارید؟
حساب کاربری دارید؟
شماره تلفن اشتباه است؟
کلمه عبور خود را فراموش کردهاید؟
کلمه عبور جدید را دریافت نکردید؟
شماره تلفن / آدرس ایمیل اشتباه است؟
ثبت عملیات ریاضی جدید:
جهت ثبت عملیات ریاضی از صفحه کلید مجازی باز شده استفاده کنید.