راهنمایی کوتاه: چون انسان به موادی نیاز داشت که طبیعیها نمیتوانستند آن نیازها را خوب برآورده کنند.
گامبهگام:
- ۱) نگاه کن به محدودیت مواد طبیعی: چوب، فلز، پشم، ابریشم، لاستیک و عاج یا کم بودند، یا گران، سنگین، زودخراب و نیازمند آب و خاک مناسب برای تولید.
- ۲) دانشمندان ساختار مولکولهای طبیعی مثل سلولز در چوب و کائوچو در لاستیک را بررسی کردند و دیدند آنها زنجیرههای بسیار بلندی از واحدهای کوچک تکرارشونده (مونومر) هستند.
- ۳) پس تلاش کردند همین کار را در آزمایشگاه انجام دهند: با واکنشهای شیمیایی (بسپارش) مولکولهای کوچک را به هم بچسبانند و زنجیرههای بلند بسازند.
- ۴) مزیت بزرگ این روش این بود که میشد ویژگیها را «طراحی» کرد: سبک یا سنگین، نرم یا سخت، ضدآب، عایق برق و گرما، شفاف یا رنگی، و قابل قالبگیری در هر شکل.
- ۵) تولید انبوه و ارزان نیز ممکن شد، پس پلاستیک در بستهبندی، پزشکی، خودرو، لباس و الکترونیک جای مواد دیگر را گرفت.
- ۶) اما یک نقطهضعف هم پیدا شد: بیشتر این بسپارها در طبیعت بهسختی و بسیار کند تجزیه میشوند و به آلودگی محیطزیست میانجامند.
پاسخ نهایی: بسپارهای مصنوعی ساخته شدند تا نیازهایی را برآورده کنند که مواد طبیعی بهخوبی پاسخ نمیدادند؛ یعنی موادی ارزان، سبک، بادوام و با ویژگیهای قابل تنظیم که بهراحتی به هر شکلی درمیآیند.
مثال مشابه: نایلون بهجای ابریشم برای جوراب و طناب، باکالیت بهجای چوب و فلز در دستهی وسایل، و پلیاتیلن برای کیسه و بطری. در مقابل، سلولز در پنبه و چوب یا کائوچو در درخت لاستیک نمونهی بسپارهای طبیعی هستند.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری: بپرس «تفاوت بسپار طبیعی و مصنوعی در چیست؟» و «بازیافت چگونه به کاهش زبالهی پلاستیکی کمک میکند؟»
یادآوری ایمنی: هیچوقت پلاستیک را نسوزان؛ دود آن گازهای سمی تولید میکند و برای ریه خطرناک است. کار با چسب و حلالهای پلاستیکی هم باید در فضای باز و با نظارت بزرگترها انجام شود.