پایه تحصیلی
درس
وضعیت پاسخ
شما
در مقابل
امیرعلی

امیرعلی تو رو به رقابت تو فصل چهارم : اخلاق دعوت کرده!

چالش‌های جستجوی شادی و راه حل شکرگزاری

چالش های این متن را با استفاده از آیات و روایات توضیح دهید

 

در جستجوی شادی

امروز هم مثل خیلی از روزهای دیگه با یه جور حس «نقص» یا «کمبود» شروع شد وقتی نزدیک مدرسه شدم دوستم رو دیدم که از ماشین جدید پدرش پیاده شد و وارد مدرسه شد در حالی که برق رنگ ماشین چشمم رو خیره کرده بود، بلافاصله ماشین قدیمی پدرم جلو چشمم اومد که سالهاست بعد از ظهرها که از اداره برمیگرده باهاش کار میکنه انگار به سنگ بزرگ روی سینه م گذاشته باشند قلبم سنگینی کرد توی کلاس وقتی معلم داشت در مورد برنامه ریزی برای آینده و انتخاب رشته و شغل مناسب و ... صحبت میکرد من داشتم با خودم فکر میکردم که اگه یه پدر پولدار داشته باشی به هر جا بخوای میرسی اما اگه پول نباشه برنامه ریزی به چه کاری میاد؟ تا بچه هایی که کلاسهای تقویتی و آمادگی شرکت میکنند من چطور میتونم با اونها رقابت کنم و موفق بشم؟ نه تنها در درس خوندن بلکه در مسابقات ورزشی هم حس خوبی نسبت به خودم نداشتم وقتی بچههایی رو می دیدم که وسایل ورزشی بهتری از من داشتند بلافاصله حس کمتر بودن به سراغم میومد و نمیذاشت از موفقیتهایی که به دست میاوردم لذت ببرم حتی زمانهایی که همه شاد بودند همیشه یک چیزی بود که نمیذاشت من شاد باشم همین چند روز پیش بود که تولد یکی از دوستام دعوت شده بودم هدیه تولدش یه تبلت پیشرفته بود با دیدن هدیه تولدش از خودم بخاطر گوشی قدیمی که داشتم و برادر کوچیکم اون رو روی زمین انداخته بود و یک ترک بزرگ روی صفحهش افتاده بود خجالت کشیدم. دوستم در اون خونه بزرگ یک اتاق مخصوص با کلی امکانات داشت در تمام مدت با خودم میگفتم خوش به حالش چه پدر و مادر خوبی داره چقدر بهش اهمیت میدن چرا من نباید اتاق اختصاصی داشته باشم و مجبور باشم مدام سر و صداهای برادرم رو تحمل کنم اون روز هم همون حس همیشگی به سراغم اومد و نگذاشت از مهمونی لذت ببرم

بعد از تعطیل شدن مدرسه حوصله ی رفتن به خونه رو نداشتم بی هدف شروع کردم به قدم زدن توی خیابون ناگهان صحنه ای توجهم رو جلب کرد شخصی رو دیدم همسن و سال خودم با چهره ای آفتاب سوخته و لباسهایی کهنه که خواهر کوچیک معلولش رو روی دوشش حمل میکرد خواهر کوچولو با یک دست اون رو محکم گرفته بود و با دست دیگش بستنی قیفی لیس میزد و گاهی هم جلو دهان اون میگرفت دو نفرشون از خوردن بستنی لذت میبردند و با بالا و پایین کردن خواهر کوچولو روی دوشش با صدای بلند میخندیدند. صدای خنده ی اونها برام عجیب بود.

بعد از اینکه خواهرش رو به خونه ،برد به کارگاه خیاطی کوچیکی رفت و مشغول کار شد با خودم فکر کردم چطوره که اینها با این همه سختی این قدر شاد هستند؟ جلو رفتم تا باهاش آشنا بشم خیلی مهربان و خوش رو بود وقتی شروع کرد به صحبت کردن متوجه شدم خانواده فقیری .داره صبحا خواهرش رو روی دوش میذاره و دو تایی به مدرسه هاشون میرن و ظهرا بعد از اینکه خواهرش رو به خونه برمیگردونه برای کمک به مخارج خانواده کار میکنه از اینکه چطور میتونستن این قدر شاد و راضی باشند متعجب بودم عجیب تر اینکه هر دو تاشون توی درسهاشون موفق بودند و اهداف بزرگی برای آینده شون داشتند. طاقت نیاوردم و

پرسیدم

اون گفت: راز شاد بودن و موفقیت رو از مادرم یاد گرفتم خیلی ساده است: شکرگزاری.» تعجبم بیشتر شد اونها با این وضعیت چرا باید شکرگزار باشند؟ با این همه مشکلات شکرگزار چه چیزی باید باشند؟ اصلاً

شکرگزاری چطور باعث شادیشون میشه؟ 

جواب این سوال رو می‌دونی؟

پاسخ‌ها

محبوب‌ترین
جدیدترین
بیشترین پاسخ
هم‌‌درس
پاسخ هوش مصنوعی

راهنمایی کوتاه: متن درباره احساس کمبود و مقایسه خود با دیگران است و راه حل آن را شکرگزاری معرفی می‌کند.

گام‌به‌گام:

  • ۱) شناسایی چالش‌ها: شخصیت اصلی داستان با چند مشکل روبروست: حسادت به داشته‌های دیگران (ماشین، تبلت، اتاق)، ناامیدی از آینده به دلیل وضعیت مالی، مقایسه خود با دیگران در درس و ورزش، و ناتوانی در لذت بردن از موفقیت‌های خود.
  • ۲) نقطه عطف داستان: او پسری را می‌بیند که با وجود فقر و مسئولیت سنگین (مراقبت از خواهر معلول) بسیار شاد و موفق است. راز این شادی «شکرگزاری» است.
  • ۳) توضیح با آیات: قرآن می‌فرماید: لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ (سوره ابراهیم، آیه ۷). یعنی «اگر شکر کنید، قطعاً [نعمت‌] شما را می‌افزایم.» شکرگزاری باعث می‌شود به داشته‌هایمان توجه کنیم و خداوند برکت بیشتری بدهد.
  • ۴) توضیح با روایت: امام صادق (ع) می‌فرمایند: «کسی که به روزی‌اش قانع باشد، بی‌نیاز می‌شود.» (بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۶۹). قناعت و شکر، قلب را از حسرت خالی و آن را آرام می‌کند.
  • ۵) تحلیل نهایی: چالش اصلی داستان، نگاه مادی و مقایسه‌ای به زندگی است. شکرگزاری نگاه را از «چیزی که ندارم» به «چیزی که دارم» تغییر می‌دهد. این تغییر نگرش، آرامش و انگیزه برای تلاش واقعی (نه از روی حسادت) ایجاد می‌کند.

پاسخ نهایی: چالش‌های متن عبارتند از: حسادت، ناامیدی، مقایسه‌ی نادرست و تمرکز بر نقص‌ها. راه حل ارائه شده در داستان و تأیید شده در آیات و روایات، «شکرگزاری» است. شکرگزاری باعث قناعت، دیدن نعمت‌های خدا (حتی کوچک)، آرامش قلب و افزایش برکت در زندگی می‌شود. موفقیت آن پسر نیز ناشی از همین نگرش مثبت و تلاشی بود که از سر رضایت انجام می‌داد.

مثال مشابه: مانند کسی است که همیشه از گرمای تابستان شکایت دارد، اما وقتی فردی را می‌بیند که اصلاً سقفی برای زندگی ندارد، تازه قدر سایه‌ی خانه خود را می‌فهمد و شکرگزار می‌شود.

اگر می‌خواهی بیشتر یاد بگیری: می‌توانی سوره «والضحی» را بخوانی. خداوند در این سوره به پیامبر (ص) یادآوری می‌کند که او را یتیم نیافت و پناه داد؟ سپس می‌فرماید: وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ «و اما درباره نعمت پروردگارت [با شکر] سخن بگو.» این آیه خود یک دستور مستقیم به شکرگزاری است.

هم‌درس
رقابت

می‌خوایی توی این موضوع با هم‌پایه‌ای‌‌هات رقابت کنی؟

هم‌درس رو نصب کن و با شرکت تو لیگ‌های رقابتی خودت رو بسنج!

صفحه 1 از 1

دیگر محتواهای پیام‌های آسمان نهم پایه نهم

پر بازدیدترین مطالب مرتبط

تستی و تشریحی

یولچی خانی
2.25 از 5
8.7k
2
1402/05/31

درسنامه

پاکپور _ جباری _ کاظمی
2.6 از 5
6.5k
2
1402/05/31

تستی و تشریحی

پورگلوی
4.17 از 5
6.4k
1
1402/05/31

داور گیتی نورد
3.5 از 5
5.2k
1
1402/04/24

تستی و تشریحی

پورگلوی
3.2 از 5
5k
0
1402/05/31
فیلتر کردن