راهنمایی کوتاه: سؤالت کمی کلی است؛ منظورتان از «این پدیده اجتماعی» دقیقاً کدام پدیده است؟ تا آن موقع پاسخ را بر پایهٔ «دانش همگانیِ» فارسیزبانان مینویسم.
گامبهگام:
- ۱) زبان مشترک: همهٔ فارسیزبانان یک ابزار مشترک دارند؛ واژهها، ضربالمثلها، تعارفها و لحن گفتوگو. همین ابزار باعث میشود تجربههای اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
- ۲) تجربههای روزمرهٔ مشترک: مدرسه، خانواده، محله، کار، صف، ترافیک و شبکههای اجتماعی، تصویری کلی از «چگونه کارها در جامعه میگذرد» در ذهن همه میسازند.
- ۳) منابع مشترک آگاهی: آموزش رسمی، کتابهای درسی، رادیو و تلویزیون، فیلم، داستان و شعر. این منابع همان چیزهایی را به همه میگویند که «همه میدانند».
- ۴) نتیجه: آنچه همه میدانند یک «دانش عرفی» است؛ سریع و بهکارآمد در گفتوگوی روزمره، اما پراکنده، همراه با کلیشه، تعمیم شتابزده و گاهی متناقض.
- ۵) تفاوت با دانش علمی: جامعهشناس همان موضوع را با روش، نمونهگیری و داده میسنجد؛ پس ممکن است چیزی که «همه میدانند» با یافتههای پژوهشی یکی نباشد.
پاسخ نهایی:
همهٔ کاربران و سخنگویان زبان فارسی، دستکم یک «تصویر ذهنی مشترک» از جامعه دارند: میدانند چه رفتاری پذیرفته و چه رفتاری ناپسند است، چه آیینهایی رایج است، پول، خانواده و آبرو چه جایگاهی دارند و از یک پدیده اجتماعی چه انتظاری میرود. اما این دانش، دانشی عمومی و عرفی است، نه دانش علمی؛ یعنی مشترک است ولی لزوماً دقیق، مستند و بیطرف نیست.
مثال مشابه:
از چند نفر بپرسید «چرا مردم در صف عجله دارند؟» تقریباً همه پاسخهای کوتاه و شبیه میدهند. این نشان میدهد آگاهی مشترکی وجود دارد؛ ولی اگر همین پرسش را با مشاهدهٔ میدانی و شمارش زمان انتظار بسنجید، شاید به نتیجهای متفاوت برسید.
اگر میخواهی بیشتر یاد بگیری:
مفهوم «بازنمایی» و تفاوت «عرف عام» با «نظریهٔ جامعهشناختی» را در کتاب جامعهشناسی خود پیدا کن و چند مثال روزمره برای هرکدام بنویس.